به بهانه سه فیلم کار کثیف، کارت پرواز و زهرمار

  • مسیح ثابت یمان
  • مرداد 16، 1398

زندگی، فراز و فرود بسیار دارد؛ به خصوص در بعد مالی و اقتصادی. هر جوان معمولی می داند که برای ساختن آینده بهتر و رفاه و امکانات بیشتر می باید کار و تلاش و کسب درآمد و پس انداز کند. اما در شرایط اقتصادی و تنشهایی که در دو سه دهه اخیر در معیشت مردم و اقتصاد کلان کشور رخ داده؛ پیش بینی و برنامه ریزی برای آینده، دشوار شده است. برخی به سختی گذران زندگی می کنند و شاید برخی امکانات و رفاهیات هم دست نیافتنی تر از حد معمول شده باشد. با ریشه ها و عوامل سیاسی و اقتصادی این مسئله کاری ندارم. آنچه مدنظر من در این مکتوبه است، پرداختن سینمای فعلی کشور به تبعات ناشی از تلاطم اقتصادی و معیشتی افراد جامعه است.

سه فیلم کار کثیف، کارت پرواز و زهر مار، از جمله فیلمهای جدید سینما در حوزه مسائل اجتماعی و اقتصادی است که هر کدام به نوعی – مطلوب یا نامطلوب- به راههای ناگزیر رهایی از تنگناهای اقتصادی پرداخته اند. سه راه عمده تر و یا به نظر، سریع الوصول تر به پول و ثروت نه چندان هنگفت اما ضروری برای امرار معاش.

نقد ساختار و محتوای داستان و شخصیت پردازی، گره های اصلی و فرعی و سایر عناصر این فیلمها، مجال مخصوص به خودش را می طلبد. نگاه من به راهکارهایی است که این فیلمها برای فرار از فقر و استیصال روزمره نشان داده اند.

فیلم کار کثیف، ماجرای دراماتیک دانشجوی حقوق جوانی است که ناگزیر از بازاریابی و پخش مشروبات الکلی دست ساز و غیر دست ساز می شود. یکی از دوستانش او را به فردی ارمنی که کارش تولید زیرزمینی مشروبات الکی است معرفی می کند. او علیرغم درآمدی که کسب می کند به مخمصه ای می افتد که مشکلاتی را یکی پس از دیگری برایش رقم می زند و ماجرا با یک اتفاق تلخ و گزنده به پایان می رسد.

فیلم کارت پرواز، ماجرای یک زن و یک مرد جوان را روایت می کند که برای حل مشکلات مالی خود به قاچاق موادمخدر از طریق بلع بسته های مواد روی می آورند. گره های فرعی و روایت موازی چند اتفاق، بعد دراماتیک فیلم را دستخوش افت و خیزهایی می کند. بسته های موادمخدر در درون شکم زن جوان نشت می دهد و سلامت و جان او را به خطر می اندازد. در این فیلم نسبت به دو فیلم دیگر، به معضلات اجتماعی بیشتری اشاره می شود که بعضی از آنها مستقیم و غیرمستقیم با بحث قاچاق موادمخدر مرتبط هستند و یا از بسترهای گسترش و یا نتایج ناشی از آن به شمار می آیند و برخی مسایل مطرح شده ی دیگر، ارتباطی با موضوع موادمخدر ندارند اما خودشان معضلاتی قابل بررسی و رسیدگی هستند. به نظر می رسد کارگردان این فیلم قصد دارد تم فیلم را به سمت مستند و واقع نمایی ببرد.

فیلم زهر مار، از بعد دیگری که کمی حال و هوای طنز هم به خود می گیرد به مسئله فقر و صعوبت امرار معاش می پردازد. روایت حاجی موجهی که قصد شرکت در انتخابات دارد و زنی که با قصد کلاشی، به اخاذی از وی می پردازد و باقی ماجرا. این بار باج گیری ناموسی، راه حل فرار از بیچارگی مالی و مادی می شود. این فیلم نقاط مبهمی در ضرورت بیان برخی حوادث دارد و پای استدلال منطقی بین روابط برخی عناصرش عجیب می لنگد. با این حال راهکاری که بیان می کند تلکه کردن افراد با ظاهر موجه یا در بزنگاه کاری و حیثتی است.

از آنجا که رسانه و به خصوص سینما، عمدتا بازنمای مسائل مثبت و منفی، مشکلات، معضلات و یا حتی قایل به هشدار و ارائه راهکار است باید به این مسئله توجه جدی داشت که اهل سینما از این طریق می خواهند جامعه را بیدار کنند که فقر و نابسامانی مالی و ناگزیری معیشتی چه پیامدهای منفی و گاهی جبران ناپذیری دارد. هرچند روی صحبت اصلی چنین محصولات رسانه ای، مستقیم یا ضمنی با مدیران و برنامه ریزان کشور است؛ مردم هم در اثر همذات پنداری عمده ای که با روایت و یا بازیگران فیلم های اجتماعی دارند به آنها اقبال می کنند. شاید درجه کیفی یا حد موفقیت آثار سینمایی اجتماعی موجب شود استقبال بیشتر یا کمتری از گیشه ها شود اما مسلما فارغ از توان و قدرت اثر تولید شده، سوژه ها برای مردم باورپذیر، جذاب و حتی تاثیرگذار خواهند بود. اید یک فیلم یا اثر سینمایی، به اصلاح  بفروش نشود لکن خود سوژه های اجتماعی معمولا جذاب هستند.

اگر سینما را آینه ای از رخدادهای پیدا و پنهان جامعه در نظر بگیریم، اینکه سه اثر به طور همزمان راهکارهای غیر قانونی و نامتعارف برای گریز از فقر در بدنه جامعه را مطرح می کنند باید زنگ خطر بسیار جدی برای آنچه در جامعه می گذرد باشند. 

سینمای ایران پس از انقلاب، در هر برهه از تاریخ، به فراخور امکان و اجازه و بضاعتی که داشته موضوعی را عمده تر نمایش داده است. زمانی فیلمهای با تم و سوژه های انقلابی ساخته می شد. بعد ژانر دفاع مقدس قوت گرفت؛ سپس مطالباتی برای اصلاح شرایط جامعه مطرح شد؛ در مقطعی، شوخی با کلیشه های سیاسی و اجتماعی و به طور کمرنگ تر، دینی مطرح شد؛ مدتی سینما به جولانگاه جذابیت و زیبایی هنرپیشه های زن و مرد پرداخت و سوژه و روایت، عملا کمرنگتر از رنگ و لعاب بازیگران شد و حالا نوبت به ناچاری ها و اضطرابها و اختلالات ناشی از فقر رسیده است. این سوژه اخیر، تاسف بارتر و خطرناک تر است. سینما اگر در جایگاه اصلی خود باشد و اهل سینما اگر خطیر بودن رسالت خود را بدانند و حد وظیفه خود را بالاتر از تسخیر گیشه و تبلیغ این برند و آن کشور و غیره بدانند؛ سینما نقش اصیل خود را نه فقط در هنر و فرهنگ بلکه حتی در سیاست و اقتصاد هم ایفا خواهد کرد.

خلاصه آنکه پالس های ضعیف و قوی سینما به عنوان بخشی از زبان گویای جامعه را جدی بگیریم. این نوشتار، فارغ از قدرت و ضعف عوامل تولید فیلم ها سینمایی در ارئه اثر و خروجی مناسب و متناسب نوشته شده و تاکید اصلی اش بر حرفهایی است که سینما با زبان خود، هرچند الکن و یا سلیس می خواهد به گوش طبقات مختلف مخاطب برساند.

سینما جدی است و درد جامعه؛ جدی تر.

مهرناز نصریه دکترای مدیریت رسانه

مطالب مشابه
متن دیدگاه
دیدگاه شما بعد از تایید در قسمت نظرات نمایش داده خواهد شد.
دیدگاهی برای پست به بهانه سه فیلم کار کثیف... وجود ندارد.