مدیریت شهری؛ بایدها و نبایدها…(۱۴)
شهر مطلوب را جمعیت انسانی شهروند می سازد.

شهر مطلوب را جمعیت انسانی شهروند می سازد، با ظرفیت ها و داشته های طبیعی جمع می آید و مرکزیت های؛ سیاسی، فرهنگی، تاریخی و …، آنرا تکمیل می کنند. شهرها را باید به صورت محلی مدیریت کرد. یکی از نمودهای اصلاح از پایین در ساختار مدنی حاکمیت ها را، دولت های محلی در قاموس شهرداری ها به تعریف می رسانند. رویکرد محله محوری، ادامه همین نگاه پیشرو است. “اما؛ کدام محله”؟
🔷️ هر چه منابع انسانی حاکم بر شهرها اعم از شورا و شهردار و خطوط فرمان مدیریت، بومی تر باشند، مفاهیم تعلق و مشارکت فردی و اجتماعی، قابل حصول تر خواهند بود. پیچیدگی روابط و مناسبات انسانی، طبقه بندی اقشار، نوع فعالیت و ترکیب جمعیت به لحاظ مولفه های فرهنگ عمومی، تعیین کننده هویت شهر به عنوان موجود زنده می باشند.
🔶️ شهر درختان چنار، فرش، گلاب، بادگیر و بازارهای کوچک و بزرگ و … در کنار رفتار غالب فرونشسته در ذهن مخاطب، به تعریف از هویت می رسد. این شناسنامه، در طول تاریخ شکل می گیرد. محصول رنج و تقوای عمل در گذر زمان است. یادآور اخلاق حسنه، پیام آور صداقت، نجابت آمیخته با طبیعت و صدای باران و نرمش آفتاب لب بوم آشتی های بزرگ است. از آن دیروز و امروز تنها نیست! برای همه زمان هاست!
🔷️ وقتی صحبت از مطالعات فرهنگی و زیست محیطی شهرها به میان می آید، یعنی بررسی ریشه ها و خاستگاه عمل ها و لحاظ روابط طبیعی و انسانی گذشته در ایجاد آنچه تحت هویت امروز، قابل تکیه و تماشاست. این است که تصمیم در خصوص بایدها و نبایدهای یک شهر را منوط به رفتارهای سلیقه ای، حزبی، گروهی و فردی مدیریت ها نمی داند.
🔶️ ارتفاع دیوار کاهگلی شهرها نماینده تام الاختیار طبیعت، آسمان، باران، امنیت، هوای پاک و در یک کلام، هویت است. نمی توان از حدود قداست معرفتش، به بهای اندک فرصت اعلام حضور شبه مدیران ناآرام و نااطمینان گذشت. دوران سوار شدن یک وری بر خر کرایه ای مدیریت شهرها تمام شده است. جهان توسعه گازی و مختصات ارتباطات یک یکم جوامع می گوید:
هیچ کس در امان نخواهد بود!
🔷️ مدیریت دیتای بزرگ جهانی تا مرز هویت های کوچک روستایی خودش را پهن کرده و تنها نامداران کاربلد آینده نگر امروزین اصیل، توان عبور از تنگنای نظارت و قدرت مطالبه گری آن را خواهند داشت. آن هم با مرکب نجیب نگاه و میزان لطیف انصاف.
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت، با دشمنان مدارا!(حافظ).
🔶️ چندی پیش در مجادله ای کوتاه به واپس گرایی از یک وری نشینان خر کرایه ای مدیریت در کشور گفتم؛ شما چگونه به این نتیجه در توسعه ی کش تنبانی شهر رسیدید که فلان نقطه جمعیتی یک شب درست شد.
آقا فرمودند؛ رفتم پشت بام خانه ی مادرم، دیدم یک طرف رمل و شن و ماسه است و اله کویر، گفتم شهر باید از طرف دیگر کش پیدا کند و اینچنین شد که”نا … آباد” به دنیا آمد. این نوع تصمیم گیری برای یک برهوت در نقطه ی صفر هم معنا ندارد. چه رسد به آن همه مناسبات ریز و درشت در تبین هویت شهری با خاستگاه تمدنی آنگونه.
🔷️ البته این تاحدودی روش معمول تمام کشور بالنسبه بوده و هست. گاهی درگیر مذهب و گاهی درگیر خودخواهی های نتراشیده ی احزاب و ذی نفعان شهربند می شود. لطیفی می گفت وارد شهری شدم، از استاندار خواستم تا عملکردش را در خصوص نماز و نیایش در ورودی شهر نشانم دهد. مرا به سازه بتنی حجیمی راهنمایی کرد که هر چه گشتم اثری از نماز و قرآن در آن نبود. تماس گرفتم. فرمود؛ کجای سازه ای؟ از انتها تا ابتدا حرکت کن، ماهی بزرگی می بینی. به دهان ماهی که رسیدی، انسانی در اسارت ماهی خواهی یافت. این همان یونس و آن همان نهنگ است که …
🔶️ اینگونه هیجانات نیم بند در ایجاد هویت های ناتمام و نیمه کاره، هیچ گاه ما را به شکوهمندی گذشته تمدنی نخواهد رسانید، بلکه آنچه که داریم را نیز به بهای شهادت ذائقه ی تکامل، از ما خواهد گرفت. تفکر ناتمام بیل مکانیکی، مدیریت کش تنبان شهری، خر کرایه ای مدیریت(خری که طالب سوار شدنش یک وری روی آن می نشیند تا هر وقت مهلتش به بهای کرایه تمام شد، در پی هی صاحب حیوان، بتواند از آن بالا سریعتر پایین بپرد. وجه شبه اش، در بزن بروی بسیاری از مدیران در فرصت های اندک خدمت است.
🔷️ صندلی شهردار، نمونه همان الاغ نحیف و شوراهای منتسب به پوستین پلاسیده ی مدنیت اینگونه به اتفاق مردم هم، صاحب خر. آنچه می ماند؛ تماشای یورتمه این خرسواران با طعم لطیف گرد و خاک منابع میهنی) منسوخ و تاریخ گذشته. این را رنگ ها و طیف های جدید حضور یافته در انتخابات شورای شهرها فریاد می زنند. اسمش را احتمال انقلاب اجتماعی نخبگان نمی گذارم. اگرچه رنگی هم دارد!
می توان آن را از جنس یک دگرگونی آرام دانست. آن هم نه به مفهوم ایدئولوژیک، بلکه به معنای شور تغییر، شاید هم؛ شعور اصلاح!
ادامه دارد …
محمد ثابت ایمان
برنامه ریزی و مدیریت شهری



