
در میان هیاهوی این روزمرگی ها بدن ما آرام نمیگیرد؛ ذهن، مجالی برای مکاشفه نمییابد با این وجود دل، اشتیاق بازگشت به چیزهای اصیل و ریشهدار را در خود حس میکند. در چنین زمانهای، طب سنتی همچون شعلهای قدیمی اما زنده، از آن دورها چشمک میزند، نه فقط برای درمان، بلکه برای تفسیر دوباره انسان و شرایط زیست او.
طب سنتی، داستانی است که از دل فرهنگها برخاسته و با تن آدمی سخن گفته؛ زبانی که مزاج را میفهمد، طبع را تفسیر میکند و بدن را نه قطعهای ماشینی، بلکه موجودی متعادل و در پی فهم، تلقی میکند. از آبنباتهای گلگاوزبان عصر مادربزرگ تا نسخههای خطی ابنسینا، این دانش هنوز پابرجاست؛ باورمند، زنده و در حال تحول.در این فصلنامه، سعی دارم سفری در میان روایتها و ریشهها؛ در جستوجوی خردی که برای هزاران سال است که در دل خاک پرورده شده و هنوز حرفهایی نو برای دردهای نو دارد. داشته باشم. در این صورت هر شماره دری خواهد بود رو به تجربههای بالینی، شناخت گیاهان، گفتوگو با طبیبان امروز و نگاههایی نقادانه به وضعیت طب سنتی در ایران و جهان.
ما مخاطب را نه صرفا خواننده، بلکه همسفر این مسیر میدانیم؛ خوانندهای که شاید پرسش ابتدایی این متن را در دل دارد و امید ما آن است که در این صفحات، پاسخی هرچند ساده بیابد.
*مزاج در زمانهی بیقرار*
در جهانی که همه چیز با سرعتی سرسامآور در حرکت است؛ از اطلاعات گرفته تا روابط و حتی لحظات شخصی، مزاج، این ویژگی درونی و پایدار، اغلب مغفول میماند، اما آیا باید مزاج را با شتاب جهان تطبیق داد؟ یا جهان را با مزاج خود بازتعریف کرد؟
مزاج، انعکاسی از ریتم درونی انسان است؛ قطبنمایی روانی که تعیین میکند چگونه با اضطراب، تصمیمگیری، روابط و خستگی کنار بیاییم. برخی آرام و درونگرا، برخی پرانرژی و برونگرا و بسیاری در میان این دو طیف شناورند اما جهان بیرونی اغلب از ما انتظار دارد با ریتمی واحد حرکت کنیم: سریع، بهرهور و بیوقفه. این ناسازگاری، منشاء بسیاری از فرسایشهای روانی است. مزاج ما، دعوتی است برای همقدم شدن با خودمان؛ برای یافتن تعادلی میان خواستههای بیرونی و نیازهای درونی. اگر جهان با مزاج ما سازگار نیست، شاید وقت آن رسیده که از درون به بیرون نگاه کنیم. نه برای انزوا، بلکه برای بازتنظیم.یکی شدن و به جلو رفتن.
انسان سنتی در هماهنگی با طبیعت میزیست؛ فصلها را میفهمید، غذا را با مزاج خود تنظیم میکرد و بدن را با ریتم خواب و بیداری آرامی میشناخت. اما انسان امروز، با زندگی دیجیتال، تغذیه فرآوریشده، استرس مزمن و ساعتهای کاری طولانی، از آن تعادل طبیعی فاصله گرفته است. در طب سنتی ایرانی، چینی، هندی و دیگر تمدنها، مزاج مفهومی کلنگر است: مجموعهای از عناصر جسمی، روانی و محیطی که بر سلامت فرد تاثیر میگذارند. وقتی فردی با مزاج گرم و خشک در محیطی پرتنش و تغذیهی تندطبع زندگی کند، این ترکیب میتواند منجر به خشکی روان، بیخوابی یا اختلالات خلقی شود.
طب سنتی پاسخی دارد: اصلاح سبک زندگی، تغذیه مزاج محور، خواب منظم، استفاده از گیاهان دارویی و آرام سازی ذهن با مراقبه، ماساژ یا دعا؛ اما این پاسخ، تنها زمانی موثر است که مزاج شخصی شناخته شود؛ شناختی که از طریق پرسش، مشاهده و تجربه حاصل میشود، نه از طریق نسخههای عمومی.
*حالا چه باید کرد؟*
اگر این متن چیزی را درون شما بیدار کرده، وقت آن است که قدمی بردارید؛ مزاج خود را از طریق مشاوره، مطالعه یا آزمونهای معتبر بشناسید؛ سبک زندگیتان را با ریتم درونیتان هماهنگ کنید؛ به طب سنتی نه فقط بهعنوان درمان، بلکه به عنوان راهی برای شناخت خود نگاه کنید.
فصلنامه را دنبال کنید؛ هر شماره، میتواند فرصتی برای یادگیری، تامل و بازگشت به تعادل باشد. مزاج شما شاید با جهان پرشتاب امروز ساخته نشده باشد، اما میتواند با آگاهی، انتخابهای هوشمند و بازگشت به حکمتهای زیسته، دوباره با زیست جهان مدرن همآوا شود.
با ما همراه شوید!
مهدیا جواهر پور
جریان شناسی طب سنتی



