با داستان هایی از این دست …
مغازه خودکشی: سفری تاریک به قلب ناامیدی با چاشنی طنزی سیاه و ...

“مغازه خودکشی” (Le Magasin des suicides)،رمانی است که در سال 2006 توسط نویسنده فرانسوی، ژان تولی، خلق شد. این اثر ادبی، فراتر از یک داستان سرگرمکننده، به عنوان یک کاتالیزور برای تفکر عمیق در مورد مفاهیم اساسی زندگی، ارزش آن و همچنین پیچیدگیهای روانشناختی انسانها عمل میکند. ژان تولی با استفاده از سبک نگارش منحصر به فرد خود، که ترکیبی از طنز سیاه، هجو و نگاهی تلخ به واقعیت است، خواننده را به دنیایی دعوت میکند که در آن ناامیدی و پوچی، به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره تبدیل شدهاند. این رمان، با رویکردی جسورانه و متفاوت، به موضوعاتی چون افسردگی، از خودبیگانگی و فقدان معنا در جوامع مدرن میپردازد و به چالش کشیدن هنجارهای رایج را هدف قرار میدهد. “مغازه خودکشی” نه تنها داستانی جذاب و گیرا است، بلکه اثری است که خواننده را به بازنگری دیدگاههای خود نسبت به زندگی، مرگ و معنای وجود دعوت میکند.این کتاب به ظاهر درمورد خودکشی است اما در اصل در ستایش زندگی و امید نوشته شده و آنقدر که زندگی در این داستان حضور دارد مرگ حضور ندارد.
خلاصه داستان:
داستان در آیندهای نه چندان دور رخ میدهد، در شهری که غرق در افسردگی و ناامیدی است. در این شهر، “خانواده تواچ” (Tuvache) مغازهای را اداره میکنند که در آن، ابزار و وسایل خودکشی به فروش میرسد. این مغازه، نه تنها یک کسب و کار خانوادگی است، بلکه بازتابی از وضعیت روانی و اجتماعی مردم شهر است. خانواده تواچ، متشکل از پدر (میشیما)، مادر (لوکرزیا) و سه فرزند (وینسنت، مریلین و آلن)، نسل اندر نسل به این کار مشغول بودهاند و هر یک، رویکردی خاص نسبت به مرگ و خودکشی دارند. میشیما و لوکرزیا، که خود درگیر پوچی و ناامیدی هستند، تمام تلاش خود را میکنند تا با فروش ابزار مرگ، مرگ را برای مشتریانشان آسانتر سازند. در این میان، دو فرزند بزرگتر، وینسنت و مریلین، نیز به نوعی با افسردگی و ناامیدی دست و پنجه نرم میکنند و با مرگ به عنوان امری عادی برخورد میکنند. اما کوچکترین عضو خانواده، “آلن”، شخصیتی استثنایی و متفاوت دارد. او با سرزندگی و خوشبینی، در تضاد کامل با فضای غمزده و دلمردهی خانوادهاش قرار دارد. آلن، سرشار از امید به زندگی است و با رفتارهای عجیب و غریب خود، آرامش ظاهری مغازه و خانواده را بر هم میزند. او معتقد است که زندگی ارزش زیستن دارد و باید به دنبال شادی و معنا در آن گشت. حضور آلن در خانواده و تلاشهای او برای تغییر دیدگاه اطرافیان، آغازگر سلسله رویدادهای غیرمنتظرهای است که به تدریج، فضای مغازه و زندگی خانواده را متحول میکند. آلن با روشهای غیرمتعارف و گاهی اوقات خندهدار، سعی میکند به اطرافیانش نشان دهد که زندگی، علیرغم سختیها، همچنان میتواند زیبا و لذتبخش باشد.
نقد و بررسی داستان:
“مغازه خودکشی” فراتر از یک داستان صرف، به عنوان یک اثر ادبی قابل تأمل و چندلایه شناخته میشود. ژان تولی، با زیرکی تمام، از طنز سیاه به عنوان ابزاری برای نقد وضعیت جامعهای استفاده میکند که در آن، ناامیدی و افسردگی به یک اپیدمی تبدیل شدهاند. او با به تصویر کشیدن خانوادهای که تجارت مرگ را به عنوان یک امر عادی پذیرفتهاند، به ما نشان میدهد که چگونه بیتفاوتی و انفعال میتوانند زندگی انسانها را به سمت نابودی سوق دهند. یکی از مهمترین جنبههای مثبت رمان، شخصیتپردازی قوی و باورپذیر آن است. هر یک از اعضای خانواده تواچ، با ویژگیها و رفتارهای خاص خود، نمادی از اقشار مختلف جامعهای هستند که به نوعی با افسردگی و پوچی دست و پنجه نرم میکنند. از میشیما و لوکرزیا که درگیر روزمرگی و بیتفاوتی شدهاند تا وینسنت و مریلین که در گرداب ناامیدی فرو رفتهاند، همگی نمایندهی جنبههای مختلفی از آسیبهای روانی هستند که انسان مدرن با آن مواجه است. آلن، به عنوان قطب مخالف، نه تنها نمادی از امید و خوشبینی است، بلکه یادآور این نکته است که هر فردی، حتی در تاریکترین شرایط، میتواند به دنبال راهی برای رهایی و رسیدن به شادی باشد.
با این حال، “مغازه خودکشی” خالی از نقد هم نیست. برخی از منتقدین، استفاده بیش از حد از طنز سیاه و پرداختن به موضوعاتی چون خودکشی را نامناسب و حتی بیاحترامی به افراد آسیبپذیر تلقی کردهاند. برخی دیگر، معتقدند که پایان کتاب، با وجود تلاش آلن برای تغییر، همچنان تلخ و ناامیدکننده است و نمیتوان آن را به عنوان یک پایان خوش در نظر گرفت. با این حال، این انتقادات نیز نمیتوانند از ارزشهای ادبی و تفکربرانگیز این رمان کم کنند. یکی از نکات قابل توجه این کتاب انتخاب اسامی شخصیتهای خانواده تواچ است.نامگذاریها در این کتاب اتفاقی نیست و هر کدام از اسامی با معنایی و نمادین خاصی دارد.
اسم اعضای این خانواده از شخصیتهای تاریخی معروفی گرفته شده که همه آنها با خودکشی به زندگی خود پایان دادهاند.این انتخاب نشان دهنده هوشمندی نویسنده است که برای اثر گذاری بیشتر کتاب این روش را انتخاب کرده است.در ادامه به بررسی این نامگذاری میپردازیم: میشیما (پدر خانواده):یادآور نام نوسینده و شاعر سرشناس ژاپنی به نام یوکو میشیما با نام هنری کیمیتاکه هیرانوکا است.کارهای پیشروی او آمیزهای از زیباییشناسیهای امروزین و سنتی هستند که با شکستن مرزهای فرهنگی، بر جنسیت، مرگ و تغییرات سیاسی تأکید میکنند. او همچنین به خاطر خودکشی به روش هاراکیری شناخته میشود. لوکریس(مادر خانواده):یادآور زنی قدرتمند و سرد و بیروح و دارای رفتاری خشن در زمان روم باستان است. او باخودکشی به زندگی خود پایان داد. ونسان(پسر بزرگ خانواده):این نام اشاره به نام وینسنت ونگوگ نقاش معروف دارد او مشکلات افسردگی و روانی داشت و درنهایت با خودکشی به زندگی خود پایان داد. مرلین(دختر خانواده):یادآور نام بازیگر معروف مرلین مونرو است که با مصرف بیش از حد دارو خودکشی کرد. در نهایت الن(کوچکترین پسر خانواده و متفاوتترین فرد):این نام برگرفته از نام الن تورینگ، ریاضی دان معروف است،او در زمانی که افسردگی داشت به وسیله سیانور خودکشی کرد. انتخاب این اسامی برای شخصیتهای کتاب یکی از نکات برجسته این کتاب است.
جملات کلیدی از کتاب :
🔵 اینجا مغازه خودکشی است، ما دلیلی برای زندگی نداریم و نمیخواهیم کسی هم داشته باشد-
🔵 مرگ، تنها حقیقت مسلم این دنیاست.
🔵 شادی، یک بیماری لاعلاج است که باید باهاش مبارزه کرد.
🔵 به خودکشی به عنوان یک راه حل نگاه نکنید، بلکه به عنوان یک گزینه انتخابی بنگرید.
🔵 من نمیخوام بمیرم. من فقط میخوام شاد باشم! (از زبان آلن).
نتیجهگیری کتاب :
“مغازه خودکشی” رمانی است که با وجود تلخیها و سیاهیهایش، در نهایت به ما یادآوری میکند که زندگی، علیرغم تمام مشکلات و چالشها، همچنان ارزش زیستن دارد. این کتاب، ما را به تفکر در مورد مفاهیمی چون معنای زندگی، افسردگی، ناامیدی و امید دعوت میکند و به ما نشان میدهد که حتی در تاریکترین شرایط نیز میتوان به دنبال روزنهای از نور بود. ژان تولی با استفاده از طنزی سیاه و گزنده، سعی دارد تلنگری به ما بزند تا نسبت به زندگی بیتفاوت نباشیم و به دنبال راهی برای غلبه بر ناامیدی و پوچی باشیم. “مغازه خودکشی” نه تنها یک داستان سرگرمکننده است، بلکه یک هشدار جدی برای توجه به سلامت روان و ارزش نهادن به زندگی است. فیلم و کتابهای صوتی مرتبط فیلم “مغازه خودکشی”(Le Magasin des suicides) (2012): انیمیشنی سینمایی به کارگردانی پاتریس لوکنت (Patrice Leconte) که با وفاداری به متن کتاب، فضای تاریک و طنزآمیز آن را به خوبی به تصویر کشیده است. این فیلم، با سبک انیمیشن خاص خود، توانسته است مخاطبان زیادی را به خود جلب کند.البته پایان این انیمیشن با پایان کتابی کمی متفاوت است اما به خوبی فضای کتاب را به تصویر کشیده است. کتاب صوتی “مغازه خودکشی” با صدای هوتن شکیبا:این نسخه صوتی به خوبی فضای داستان را به شنونده منتقل میکند. خواندن این کتاب هیجان انگیز به افراد زیر پیشنهاد نمیشود:
🔵 افرادی که از مضامین تاریک و غم انگیز پرهیز میکنند (نسبت به موضوعات مرتبط با افسردگی و … حساس هستند)
🔵 افرادی که به راحتی نمیتوانند شوخیهای سیاه و طنز تلخ را تحمل کنند
🔵 افرادی که با مباحث روان شناسی و فلسفی سنگین در ارتباط با مرگ و زندگی راحت نیستند
🔵 افرادی که تحت فشارهای روانی و استرسهای شدید هستند
🔵 افرادی که به راحتی نمیتوانند از زبان محاوره و محتوای طنز آلود بهره ببرند
🔵 افرادی که به مسائل اخلاقی و ارزشهای اجتماعی حساس هستند.
زهرا گلیج
پژوهش و نقد داستان



