ملت؛ به جای خود!
تقریباً همه افراد از اینکه درباره موضوعات مختلف، اظهار نظر کنند؛ لذت می برند.

نمی توان کتمان کرد که تقریباً همه افراد از اینکه درباره موضوعات مختلف، اظهار نظر کنند؛ لذت می برند. احتمالاً کسانی را دیده اید که درباره هر نکته ای که مطرح می شود؛ حداقل یک تجربه مشابه و یا نظر و تحلیل برای ارائه دارند. مثلاً درباره موضوعات سیاسی، پزشکی، اقتصادی و … هم بی آنکه صاحب نظر، تحصیل کرده یا مطالعه کرده باشند. این گروه از افراد، معمولاً دانش و تجربه بسیار کمی دارند؛ یا صرفاً شنیده های خود از متخصصان و دیگران را تکرار و تقلید می کنند. حتی تجربه ناخوشایندی در میان ما وجود دارد که به شوخی گفته می شود اگر با بعضی افراد، درد دل کنی؛ تا به تو ثابت نکند خودش یا یکی از آشناهایش از شما بدبخت تر هستند؛ سخن را تمام نمی کند و به اصطلاح، کوتاه نمی آید.
این پدیده در روانشناسی اجتماعی، به خوبی شناخته شده و ناشی از چند مسئله دانسته می شود. یکی اینکه افراد، ذاتاً تمایل دارند دانش و مهارتشان را بیشتر از آنچه که هست؛ نشان بدهند. آنها قابلیتهایشان را بیش از حد واقعی، ارزیابی می کنند و می خواهند دیگران هم آنها را در سطح بهتر و بالاتری ارزیابی کنند.
دلیل دیگر اینکه افراد تأییدطلب، نیاز حیاتی به جلب حمایت و رضایت سایرین نیاز دارند. زمانی که در مورد موضوعات مختلف، اظهار نظر می کنند؛ فارغ از آنکه نظراتشان درست باشد یا غلط، این تأیید اولیه را دریافت می کنند که گویا زیاد می دانند و در جریان مسائل هستند.
از طرف دیگر، عده ای هم شخصیت نمایشی دارند و می خواهند مورد توجه قرار بگیرند. اینها معمولاً اگر خودشان نظر یا ایده درست و مشخص نداشته باشند؛ شنیده هایشان از دیگران را حتی اگر به درستی درک نکرده باشند؛ تکرار می کنند. کمی بعد، به توهم دانایی مبتلا می شوند و فکر می کنند که واقعاً می دانند؛ در حالی که واقعاً نمی دانند یا حتی نمی دانند که نمی دانند!
اگر این رفتار در حوزه و حیطه فردی و شخصی افراد باقی بماند؛ شاید به نظر برسد که آسیب چندانی به کل بدنه اجتماع نمی زند. اما حقیقت این است که این رفتار، وقتی به یک عادت عام اجتماعی تبدیل شود و در فرهنگ غالب جامعه، جای بگیرد؛ منشأ آسیبهای فراوانی در حوزه های ارتباطی، علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و … خواهد شد. بلوف ها و اظهار فضل بی اساس، دخالت در امور و فرایندهای مختلف، ایرادگیری و عیب جویی های مغرضانه و دلسرد کننده، جاه طلبی و بلندپروازی های غیرواقع بینانه و در نهایت، چشم و هم چشمی های بی سابقه و متکی به ادعا و توقعات افراد کم سواد و کم تجربه، پایه و اساس مدیریت امور را متزلزل و فرایند رشد و تکامل جامعه را در تمام زمینه ها مختل می کند.
باورش سخت است اما یک روزنه منحوس شخصیتی می تواند گستره ای از منابع، منافع و مصالح عمومی جامعه را با شکاف و گسستهای عمیق و ویرانگر رو به رو کند. و اینجاست که انسان معنای این سخن ساده اما حکیمانه را در می یابد که اصلاح جوامع، از اصلاح تک تک افراد جامعه آغاز می شود. اختلالات شخصیتی، رفتار اجتماعی افراد را تحت تأثیر قرار می دهد. وقتی یک فرد بیمار و با منش مختل از خانه بیرون می آید؛ درهای رشد و تکامل، یکی یکی بسته و مسدود خواهند شد.
پس اگر داعیه اصلاح و ادعای پیشرفت و توسعه داریم؛ باید به طور جدی تابع اصل مهم مسئولیت پذیری، تعهد و تخصص توجه کنیم. برای پیشرفت و کمال فردی و اجتماعی: “ملت، به جای خود!”
برقرار و رو به رشد باشید.
دکتر مهرناز نصریه
دبیر علمی کمیته روانشناسی رسانه انجمن روانشناسی اجتماعی ایران



