فرهنگ و رسانه

مدیریت شهری؛ بایدها و نبایدها …

عدالت اجتماعی برآیند نزاع واقعیت شهربند با حقیقت شهروندان است.

محمد ثابت ایمان
مدیریت شهری:

شاید یکی از تعاریف ساده ای که می توان از فرهنگ ارائه داد، اتمسفر یا فضای در برگیرنده ی محیط زیست یک جامعه باشد. آنچه در نخستین برخورد با آن روبرو می شویم. نتیجه ی ذهنی برآیند رفتارها. محصول منطق علمی باورها در پهنه ای از کردارها که منطق عملی آن جامعه را می سازد. به نحوی معدل شعور اجتماعی افراد در محیط زندگی.
فرهنگ؛ از سر طاقچه ی عادات تا بر کوچه ی مواسات و معادات راه می رود، نفس می کشد و حیات دارد. جایی که نخستین همگرایی اجتماعی، معنای معادله و مرابطه به خود می گیرد و آدمی در جمع خویشتن ها، ضرب و تقسیم و منها می شود. به تساوی می رسد، پایین می شود، بالا می رود، در هم افزایی ها به توان والایی ها می رسد و در جذر بودن ها و شدن ها، با نسبت های متفاوتی از حیات انسانی آشنا می شود.
فرهنگ در میان تمام این قواعد ریز و درشت اجتماعی و لابلای همه ی بایدها و شایدها، شادی ها و غم ها، گرفتاری ها، بالا و پایین شدن ها و کنش ها و واکنش ها، از سطح  من تا نقاطی که ما را در سلول به سلول جامعه ی شهری پیش می برد، از خانه و خانواده تا محله و سایر تقسیمات امروز شهری نظیر ناحیه و منطقه و بالاخره شهر؛ مانند آب میان بافتی عمل می کند. با قدرتی برخاسته از باورهای فردی، نشسته در بطن ضمیر ناخودآگاه جمعی جامعه. آنجا که من در برآیند ارزشها، هنجارها  و ناملایمات، به معنای ما می رسد. جایی که در پاسخ به خاستگاه یک رفتار و منش، به دنبال زمینه و بستر آن می گردیم. با اندک تفاوت که بر اساس تفکر سیستمی از طریق تعلقات فردی، با پذیرش رنگ به رنگ شدن های مختلف برآمده از سرشت، ذائقه و  تربیت و … در هریک از ما به ظهور می رسد و می شود ویژگی فردی. پرسنال، و در آخر همان؛ هویت.
آنجا که در قول سهراب؛
آب را گل نکنیم !
رفتارهایی که در نهایت ما را به یک الگوی معرفت شناختی می رساند که مثلا در نگاه به  فرد یا اجتماع به هر اندازه کوچک یا بزرگ به قضاوتی در حد کلمه یا جمله بسنده می کنیم که  حتما این گونه اند و ممکن است آن گونه … گاهی مرزبندی های رفتار در سطوح خانه و کوچه و محله متفاوت شده و خرده فرهنگ ها را به وجود می آورند.
اینها در ظرف شهر اتفاق می افتد. در کف کوچه و محله، با یک حرکت سیستمی پویا و زنده و سیلانی شبیه رود که هر کس در آن  نتیجه سعی و تلاش خودش را می بیند. گاهی به قاعده از دیگری عبور می کند و گاهی نیز دلیل عبوری برای دیگری می شود. وجه شبه آب میان بافتی در پیکره ی چنین اجتماعی به مفهوم امکان توانایی قدرت حرکت و جابجایی بیشتر، تبادل و تعامل و بالاخره توافق و همراهی در آن است.
انسان شهری در چنین فضایی عمل می کند.
یک بار دیگر به آن چهار ضلعی برگردیم. از میان شهر، شهروند، مدیریت شهری و ذی نفعان، سه ضلع مستقیما موثر از فرهنگ، انسان شهری است. ضلع شهر یا طبیعت و محیط زیست انسانی به جز در موارد قهریه زلزله، سیل، طوفان و … تسلیم  پایداری و ناپایداری رفتار منبعث از فرهنگ است.
اگرچه جغرافیای زیست شهرها  موثر در ایجاد ژرف ساخت های فرهنگی انسان شهری نیز می باشد، اما در نهایت این انسان شهریست که بر شهر یا طبیعت و محیط زیست خویش اثر گذار است. رفتار انسان شهری در این چهارضلعی از سه الگو یا ویژگی خاص نشات می گیرد که عبارتند از:
اول شهرنشین؛ خنثی، مصرف کننده و مسئول در قبال خود و نزدیکانش. گاهی خودی هم وجود ندارد و زندگی تنها برای این افراد باید بگذرد.
دوم شهربند؛  فرصت طلب و منفعت جو با اثرگذاری منفی‌. غیرقابل اعتماد، در مقابله ی جدی با سرمایه های اجتماعی. همسو با اهداف مقابل توسعه پایدار و همگون. پدید آورندگان رشد کاریکاتوری شهرها. بر هم زنندگان نظم اجتماعی. عدالت اجتماعی بزرگترین دشمن شهربندان است.
سوم شهروند، به سه ویژکی بلامنازع ؛ مسئول، آگاه و مطالبه گر.
با قدرت اثرگذاری مثبت، پیش برنده و قابل اعتماد و در یک کلام سرمایه ی اجتماعی شهر. ثروت از جنس منابع انسانی، عامل اصلی توسعه و پیشرفت. گمشده ی واقعی جوامع در اتوپیا و آرمان شهر موعود و در انتظار.مصداق واقعی :
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست!
غایت آرمان ما تبدیل شهرنشین به شهروند و اصلاح، کاهش و حذف حداکثری رفتار شهربند از برآیند رفتار چهار ضلعی مذکور است.
تمام پیشرفت های شهر و حد و حدود آن در تناسب با  متر و معیار فرهنگ،  قابل شناخت اندازه گیری و پیگیری است.
حاکمیت صرف فرهنگی شهرها، بزرگترین دستاورد انسان مدنی آینده خواهد بود.
جرقه های ظهور این مهم از حدود ربع قرن پیش در شهرداری تهران خورده است. اکنون فرصت تبین درست آن رسیده است.
مدیریت فرهنگی شهرها تنها مسیر حل چالش های چهارگانه ی ؛  آگاهی، ارتباط، اعتماد و مشارکت با مردم است.
راهی میانبرد در تعیین محتوای سند چشم انداز ۲۰ ساله، برای توسعه و آبادانی درست کشور. جایی که باید همه ی سیاست ها، اهداف و برنامه ها در جهت تیین درست یک حقیقت، حرکت کنند. در غیر از این ما مفهومی به نام شهر و واقعیتی به نام جامعه  ی مدنی، نه داریم و نه خواهیم پندار که داشتن.
ادامه دارد …

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا